الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
185
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
است . مَسْجِد « 1 » : هم به اعتبار سجود يعنى جاى نماز گزاردن است . و آيه : ( وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ - 18 / جنّ ) گفته شده مقصود زمين است به طورى كه در خبر روايت شده است زمين همهاش مسجد و طهور ( يعنى جاى نماز و پاك ) قرار داده شده ، و نيز گفته شده - مساجد - قسمتهائى از بدن انسان كه در حال سجده بر زمين قرار مىگيرد مثل : 1 - پيشانى . 2 - بينى . 3 - دو كف . 4 - دو زانو . 5 - دو پاى ( هفت موضع واجب و بينى هم مستحبّ است ) . و آيه : ( أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ - 25 / نمل ) يعنى اى مردم براى خدا سجده كنيد . و آيه : ( وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً - 100 / يوسف ) در حال فروتنى به سجده در آمدند . و گفتهاند - سجود - در آن وقت به طريق قهرى كارى ساده و آسان بوده ، چنان كه شاعر گويد : وافى بها كدراهم الأسجاد . . . مقصود شاعر از - دراهم الأسجاد - سكّههائى بوده كه عكس ملك در حالى كه برايش سجده كردهاند بر آن نقش شده بود .
--> ( 1 ) مبرّد از ابن اعرابى نقل مىكند كه - مسجد - با فتحه حرف ( ج ) محراب خانهها و محلّ نماز گزاران دسته جمعى است ، جمع مسجد به كسره حرف ( ج ) و فتحهء آن ، مساجد است . فرّاء مىگويد : ( وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ - 18 / جن ) مقصود اينست كه و ان السّجود للّه يعنى سجدههاتان براى خدا باشد . زجاج مىگويد : يكى از سنّتهاى مردمان گذشته اين بوده كه : بزرگداشت كسى را با سجده كردن تعبير مىنمودند و ( خَرُّوا لَهُ سُجَّداً - 100 / يوسف ) . يعنى : براى خدا سجده كنيد . امّا در امّت محمّد ( ص ) از سجده كردن براى غير خدا نهى شده است . سجود مخلوقات و پديدههاى جهان غير جاندار كه در قرآن آمده است . طاعته لما سخر له پرستش اوست به آنچه را كه برايش تسخير شده است و تسبيح آنها از قبيل كوهها و پرندهها و چهار پايان ما را ملزم به ايمان به آن تسبيح مىكند و اعتراف به نارسايى فهم ما از آن ( گوئى كه مىگويند ) : ( ما سميعيم و بصيريم و هشم * با شما نامحرمان ما خامُشيم ) .